خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۴۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل ز جان بگذشت و جانان بازیافتترک یک جان کرد و صد جان بازیافت
۲
بست زُناری ز کفر زلف اومو به مو اسرار ایمان بازیافت
۳
خویش را در عشق او گم کرده بودتا که از لطف خدا آن بازیافت
۴
دُردِ دَردِ عشق او بسیار خوردلاجرم در دَرد، درمان بازیافت
صفحهٔ ۱ از ۲