خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۴۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتش عشقش خوشی در ما گرفتبعد از آن در جملهٔ اشیا گرفت
۲
رند سرمستیم در کوی مغانمحتسب را کی بود بر ما گرفت
۳
آن دل سرمست این دیوانگانمو به مو از زلف او سودا گرفت
۴
عاشق ثابت قدم می جست از آنعشق او معشوق ما ، ما را گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲