شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۴۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سید ما بر درش مأوا گرفتگوشه ای در جنت المأوا گرفت
۲
خاطر ما در خرابات مغانخوش مقامی یافت آنجا جا گرفت
۳
مبتلائیم از بلای عشق اوزان بلا این کار ما بالا گرفت
۴
آب چشم ما به هر سو شد روانسو به سوی ما همه دریا گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth