شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۴۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سلطان عشق ملک جهان را روان گرفتجانم فدای او که تمام جهان گرفت
۲
این عشق آتشی است که جان مرا بسوختداغی به دل نهاد و دلم زان نشان گرفت
۳
گفتم که دامنش به کف آرم زهی خیالبی دست عشق ، دامن او چون توان گرفت
۴
نقش خیال غیر اگر دیده ای به خوابشکرانهٔ تمام دلم را به جان گرفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth