شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۴۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چشم ما روشن به نور او بوداین چنین چشم خوشی نیکو بود
۲
روبروی خویش بنشیند چو ماهآئینه گر ساده و یک‌رو بود
۳
دل به دریا رفت و ماه در پیشحال دریا عاقبت تا چو شود
۴
عشق سرمست او می‌نوشد مدامعقل مخمور و بگفت و گو بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth