خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۴۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن چنان ذاتی نهان اندر صفت پیدا بودجامع ذات و صفاتش نزد ما اسما بود
۲
ز آفتاب حسن او عالم منور شد تمامهمچنان روشن بود مجموع عالم تا بود
۳
نزد ما موج و حباب و قطره و دریا یکیستبحر می داند که او با ما درین دریا بود
۴
ما چنین تشنه به هر سو می دویم از بهر آبای عجب آبی که ما جوئیم عین ما بود
صفحهٔ ۱ از ۲