شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۴۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آبروی ما ز چشم ما بوداین چنین سرچشمه ای اینجا بود
۲
می رود آبی روان بر روی ماسو به سو در عین ما دریا بود
۳
عالمی آئینه دار حضرتنددر همه آئینه او پیدا بود
۴
روی او بیند به نور روی اوهر که او را دیدهٔ بینا بود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth