خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۴۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر که چون ما غرقهٔ دریا بودواقف اسرار ذوق ما بود
۲
در دو عالم هر که آن یک را شناختعارف یکتای بی همتا بود
۳
مجلس عشقست و ما مست و خرابصحبت رندان ما اینجا بود
۴
دل به میخانه کشد عیبش مکنمیل دل دایم سوی مأوا بود
صفحهٔ ۱ از ۲