خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۴۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرکه را ذوقش به سوی ما بودهمچو ما غرقه درین دریا بود
۲
موج دریائیم و دریا عین ماعین ما بر ما حجاب ما بود
۳
چشم عالم روشن است از نور اودیده ای بیند که او بینا بود
۴
کنت کنزاً گنج اسمای وی استمخزن آن جملهٔ اشیا بود
صفحهٔ ۱ از ۲