خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۵۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم به خواب بینم گفتا خیال باشدگفتم رسم به وصلت گفتا محال باشد
۲
گفتم که در خرابات خواهم که بار یابمگفتا اگر درآئی آنجا مجال باشد
۳
سرچشمهٔ حیاتست ، ما خضر وقت خویشیمدر جام ما همیشه آب زلال باشد
۴
شادی روی ساقی ، ما می مدام نوشیمبر غیر اگر حرام است بر ما حلال باشد
صفحهٔ ۱ از ۲