خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۵۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو را اهل نظر خوانم گرت منظور او باشدنظر باز خوشی باشی چو منظورت نکو باشد
۲
خیالش نقش می بندم به هر صورت که پیش آیدکجا غیری توان دیدن چو هر چه هست او باشد
۳
ز آب چشم ما دایم بود خوش روی ما تازهچو خوشروئی که پیوسته چو ما با آبرو باشد
۴
بیا و خرقهٔ خود را به آب می نمازی کنچو جان ما گرت میلی به سوی شست و شو باشد
صفحهٔ ۱ از ۲