خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۵۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوشست این دیدهٔ روشن که غیر او نمی بینداگر بیند کسی غیرش بگو نیکو نمی بیند
۲
اگر چه دیدهٔ احول یکی را دو نماید روبحمدالله که چشم من یکی را دو نمی بیند
۳
به چشم او توان دیدن جمال بی مثال اوبه غیر روی ننماید کسی را رو نمی بیند
۴
مراد مردم از دیده نظر کردن به روی اوستو گر نه دیده ای نبود که روی او نمی بیند
صفحهٔ ۱ از ۲