شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۵۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر که در کوی تو جانا نفسی بنشیندنیست ممکن که دمی بی هوسی بنشیند
۲
ننشیند دل من یک نفسی از سر پاتا که در صحبت تو خوش نفسی بنشیند
۳
خلوت نقش خیال تو بود خانهٔ چشمنتوان دید که غیر از تو کسی بنشیند
۴
بر سر راه تو گرچه عسسان بسیارندنیست عاشق که ز خوف عسسی بنشیند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth