شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۵۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عاشق جانانم و جانم خروشی می کندمستم و از مستیم خمخانه جوشی می‌ کند
۲
خستگان عشق را ساقی شرابی می دهداین دوا از بهر دُرد درد نوشی می کند
۳
می دهد محمود ایاز خویش را تشریف خاصپادشاهی این کرم با کهنه پوشی می کند
۴
دردسر می داد عقل از خانه بیرون کردمشایستاده بر در و دزدیده گوشی می کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth