خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۵۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آب چشمم دم به دم از دل روایت میکندقصهٔ جانم به سوز دل حکایت میکند
۲
عاشق مستیم و عقل از خانه بیرون کردهایمدر به در میگردد و از ما شکایت میکند
۳
دست ما بگرفت آن سلطان و ما را برگرفتپادشاه عادل و ما را حمایت میکند
۴
در ازل بنواخت ما را همچنانی تا ابدلطف او پیوسته یا ما این عنایت میکند
صفحهٔ ۱ از ۲