خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۵۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقی کز عشق او دم می زندپشت پا بر هر دو عالم می زند
۲
هر که او شیدای زلف و روی اوستکفر و ایمان هر دو بر هم می زند
۳
مطرب عشاق ساز ما نواختگه نوای زیر و گه بم می زند
۴
از دل ما جو مسمای وجودکو نفس از اسم اعظم می زند
صفحهٔ ۱ از ۲