خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۶۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به حکایت شراب نتوان خوردعشقبازی به عقل نتوان کرد
۲
دُرد دردش دوای جان من استاین چنین درد کی خورد بی درد
۳
عاشقی کار شیر مردان استکار مردان کجا کند نامرد
۴
آب گل را بگیر خوشبو شوکه گلاب است نزد ما آورد
صفحهٔ ۱ از ۲