خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۶۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خودمنور ساز مردم را و هم خلوتسرای خود
۲
ز سلطانی این دنیا چه حاصل ای امیر منچرا چون ما و جدّ ما نباشی پادشای خود
۳
بیا و دردی ما را ز دست ما روان درکشو گر درد دلی داری ز خود می جو دوای خود
۴
گلستانست و بلبل مست و ساقی جام می بر دستحریف باده نوشانیم و خوشوقت از نوای خود
صفحهٔ ۱ از ۲