خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۶۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک دم بی می نمی توان بودبی می خود حی نمی توان بود
۲
بی عشق دمی نمی توان زیستبی ساغر می نمی توان بود
۳
ما سایه و عشق یار خورشیدبی بودن وی نمی توان بود
۴
بی جام شراب و عشق لیلیمجنون در حی نمی توان بود
صفحهٔ ۱ از ۲