خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۶۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در همه آینه جمال نموداز همه رو دری به ما بگشود
۲
غیر را سوخت آتش غیرتخوش بود آتشی چنین بی دود
۳
دع نفسک به ذوق دریابشتا بیابی ز وصل او مقصود
۴
دُرد دردش دوای درد دل استنوش می کن که این بود بهبود
صفحهٔ ۱ از ۳