خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۶۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نقشی است خیالش که به هر دست بر آیددستی که از آن نقش بگیرد به سر آید
۲
نقاش به هر لحظه کشد نقش خیالیآن نقش رود باز به نقش دگر آید
۳
در نور رخش شاهد و معنی بنمایدهر صورت خوبی که مرا در نظر آید
۴
پرسی خبری از دل و دل بی خبر از عشقاز بی خبر ای یار به تو کی خبر آید
صفحهٔ ۱ از ۲