خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۷۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشق آن است که معشوق به جان می جویدمی رود بی سروپا گرد جهان می جوید
۲
همچو مجنون همه جا لیلی خود می طلبدهمه لیلی طلبد وز همگان می جوید
۳
می کند دلبر سرمست مرا دلجوئیبی تکلف دل من نیز چنان می جوید
۴
عارف از اول و آخر چو خبر می جویدظاهر و باطن و پیدا و نهان می جوید
صفحهٔ ۱ از ۲