شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۷۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زاهد به سراپردهٔ رندان مگذاریدمخمورش از آن مجلس رندان به در آرید
۲
بیگانه مباشد بپاشید سر و زرتخمی که توانید در این باغ بکارید
۳
هر خم شرابی که سپردید به رندیآرید بر ما و به اهلش بسپارید
۴
روشن بتوان دید که نور بصر ماستبر دیده اگر نقش خیالی بنگارید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth