شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۷۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش ماه تمامی است که از غیب برآمدخورشید نهان گشته به شکل دگر آمد
۲
او عمر عزیزی است که آمد به سر ماخوش عمر عزیزیست که ما را به سر آمد
۳
ما بر در هر خانه که رفتیم گشودندمحبوبی از آن خانه خرامان به در آمد
۴
مستیم و نداریم خبر از همه عالمیاری که از او یافت خبر بی خبر آمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth