شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۷۵۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مستانه ساقی از در در آمداز دولت او کارم بر آمد
۲
جان گرامی کردم فدایشعمر عزیزم خوش بر سر آمد
۳
خورشید حسنش خوش بر سر آمدسرو روانش چون در بر آمد
۴
استغفرالله از توبه کردنبود آن گناهی از من گر آمد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth