خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۷۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
او را به خود نبینی او را به او توان دیدهر کس که دید او را می دان که آنچنان دید
۲
دیده ندید غیرش چندان که گشت و گردیدخوش دیده ای که او را در غیر آن توان دید
۳
جام جهان نمائی یاری که در نظر داشتاو نور چشم مردم در آینه عیان دید
۴
سرچشمهٔ حیات است این بحر دیدهٔ مادر چشم ما نظر کن کان بحر می توان دید
صفحهٔ ۱ از ۲