شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۷۹۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آتش عشق همان دم که بر افروخته انداولا عود دل سوختگان سوخته اند
۲
خلعت شاهی عشقست به هر کس ندهنداین قبائیست که بر قامت ما دوخته اند
۳
طالب ار می طلبد علم لدنی از ماعلم ذوق است که ما را بخود آموخته اند
۴
شادی اهل دلان از غم عشق است مدامحاصل عمر عزیزست و خوش اندوخته اند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth