خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۸۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روشن است از نور رویش دیدهٔ اهل نظردر نظر بنشین خوشی اهل نظر را می نگر
۲
وقت فرصت دان دمی بی عشق او یک دم مزنصحبت عمر عزیز است و غنیمت می شمر
۳
ما و دلبر در سرابستان دل همصحبتیمعقل بر درمانده و از حال دلبر بی خبر
۴
غرقه در دریای عشق و دست و پائی می زنیمتا از این دریا چه آید بر سر ما ای پسر
صفحهٔ ۱ از ۲