شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۸۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در گوشهٔ میخانه نشستیم دگر بارخوردیم می و توبه شکستیم دگر بار
۲
ما و بت ترسا بچه و کوی خراباتزنار سر زلف ببستیم دگر بار
۳
با محتسب شهر بگوئید که رندیمدر کوی مغان عاشق و مستیم دگر بار
۴
از عقل پریشان که مرا دردسری بودالمنة لله که برستیم دگر بار
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth