خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۸۸۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش خیالی نقش بسته آن نگارنقش او بر پردهٔ دیده نگار
۲
صورت و معنی به هم آمیختهآنچه پنهان بود گشته آشکار
۳
جام می بستان لبش را بوسه دهیک دمی با همدمی همدم بر آر
۴
چشم مستش می برندان می دهدرند سرمست است و ساقی درخمار
صفحهٔ ۱ از ۲