خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۸۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در میخانه را گشادم بازداد رندان تمام دادم باز
۲
با حریفان نشسته ام سرمستبزم شاهانه ای نهادم باز
۳
در خرابات مست و رندانهفارغ البال اوفتادم باز
۴
غم عشقش که شادی جانستشاد بادا که کرد شادم باز
صفحهٔ ۱ از ۲