خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۹۳۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل ار چه شکسته ای خوش باشبا غمش عهد بسته ای خوش باش
۲
دُرد دردش چو صاف درمان نوشوز جفا گرچه خسته ای خوش باش
۳
خوش نباشد غم جهان خوردناز جهان گر گستته ای خوش باش
۴
دنیی و آخرت رها کردیاز همه باز رسته ای خوش باش
صفحهٔ ۱ از ۲