شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۹۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در خرابات تا سحرگه دوشمی کشیدم سبوی می بر دوش
۲
شادی روی ساقی سرمستدوش تا روز بود نوشانوش
۳
بزم عشق است خرقه را بر کنجامهٔ عاشقانه ای درپوش
۴
در ره عاشقی و می خواریعاشقانه به جان و دل می کوش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth