شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۹۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوختم بر آتش دل عود خویشیافتم از خویشتن مقصود خویش
۲
من ایاز حضرتم اما به عشقاو ایازست و منم محمود خویش
۳
تا نشستم بر سر کوی غمشساکنم در جنت موعود خویش
۴
بود من در بود او نابود شدفارغم از بود و از نابود خویش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth