خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۹۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عاشقان غرقند در دریای عشقاوفتاده مست در غوغای عشق
۲
دامن معشوق بگرفته به دستسر نهاده دائما در پای عشق
۳
عاشق و معشوق و عشق آمد یکیدر سر ما نیست جز سودای عشق
۴
نور چشم عاشقان عشق وی استعقل کی داریم ما بر جای عشق
صفحهٔ ۱ از ۲