خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۹۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پادشاه عاشقانیم و گدای کوی عشقای عجب بنگر گدا شد پادشاه کوی عشق
۲
مجلس مستان حضرت روضهٔ رضوان ماستجنت المأوای ما بستانسرای کوی عشق
۳
عقل سرگردان چه داند ذوق بزم عاشقانناسزائی خود کجا باشد سزای کوی عشق
۴
خانقه هرگز ندارم من به جای میکدهخود ندارم هیچ جائی من به جای کوی عشق
صفحهٔ ۱ از ۲