خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۹۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گوید سخن آن نازنین نیمی شکر نیمی نمکریزد ز لعل شکرین نیمی شکر نیمی نمک
۲
با آن دهان تنگ او انگشتری نسبت مکنخاتم کجا دارد نگین نیمی شکر نیمی نمک
۳
دارد تمنای لبت جان من و دل نیز همزان شد به چشم آن و این نیمی شکر نیمی نمک
۴
مهمانم آن کان نمک چون دید عذرم خواست گفتصدخوان کشم پیشت ازین نیمی شکر نیمی نمک
صفحهٔ ۱ از ۲