خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۰۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من چنین سرمست یارم سن نجک من سویله گلغیرعشقش نیست کارم سن نجک من سویله گل
۲
من به عشق او تمامم عاشقان را من امامرهنمای خاص و عامم سن نجک من سویله گل
۳
غرقهٔ دریای عشقم بلبل گویای عشقمگلشن بویای عشقم سن نجک من سویله گل
۴
من به کام دل رسیدم مونس جان را پدیدمگفتم اسرار و شنیدم سن نجک من سویله گل
صفحهٔ ۱ از ۲