شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۰۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرمهمچو پروانه به عشق آیم و در برگیرم
۲
تا کنم مجلس عشاق منور چون شمعاز سرم تا به قدم سوزد و خوشتر گیرم
۳
من که بیمار تو ام گر قدمی رنجه کنیباز خوشدل شوم و زندگی از سرگیرم
۴
دامن دولت وصل تو اگر دست دهددل فدا کرده و جان داده به بر درگیرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth