شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۰۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگذر ز وجود و ز عدم همبگذر ز حدوث وز قدم هم
۲
در آب بشو کتاب معقولبشکن تو دوات را قلم هم
۳
رو دنیی و آخرت رها کنتا نور نماند و ظلم هم
۴
می نوش ز خم خسروانیآخر چه کنی تو جام جم هم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth