خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۰۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خرابات فنا جام بقا می نوشممی عشقست به فرمان خدا می نوشم
۲
جام می در کف و در کوی مغان می گردمشادی ساقی باقی به صفا می نوشم
۳
بر من عاشق سرمست حلال است مدامدُرد دردی که به ازصاف دوا می نوشم
۴
چشم سرمست خوشش جام میم می بخشدنه شرابی که تو گوئی که چرا می نوشم
صفحهٔ ۱ از ۲