خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بُود ممکن که من بی جان بمانممحال است اینکه بی جانان بمانم
۲
مرا ساقی حریف و عشق یار استنمی خواهم که از یاران بمانم
۳
دوای درد دل درد است و دارممباد آن دم که بی درمان بمانم
۴
عزیز مصر عشقم ای برادرچو یوسف چند در زندان بمانم
صفحهٔ ۱ از ۳