شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۱۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به عشق چشم بیمارت دلم بیمار می‌بینمولی از نوش سیراب لبت تیمار می‌بینم
۲
همیشه چشم سرمست تو را مخمور می‌یابمولی در عین سرمستی خوش و هشیار می‌بینم
۳
لب لعلت چو می‌بوسم حدیثی بازمی‌گویماز آن طوطی نطق خود شکرگفتار می‌بینم
۴
نهال سرو بالای تو را بر دیده بنشانمچه نخلست اینکه چشم خویش برخوردار می‌بینم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth