خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۱۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خیال روی تو دائم به خواب میبینممدام لعل لبت در شراب میبینم
۲
تو نور دیدهٔ مایی تو را به تو نگرمبه چشم تو رخ تو بیحجاب میبینم
۳
حباب و قطره و دریا و موج مییابمنظر کنیم در اینها و آب میبینم
۴
چو ماه روی تو ما را جمال بنمایدبه نور طلعت تو آفتاب میبینم
صفحهٔ ۱ از ۲