شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۱۳۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خسته‌حالیم و ز زلف تو شفا می‌طلبیمدردمندیم و ز وصل تو دوا می‌طلبیم
۲
هرکسی را ز تو گر هست به نوعی طلبیما به هر وجه که هست از تو تو را می‌طلبیم
۳
از خدا نعمت جنت طلبد زاهد و مابه خدا گر ز خدا غیر خدا می‌طلبیم
۴
آنکه ما می‌طلبیمش همه دانند ولیکنیست ما را که بگوییم کرا می‌طلبیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth