شعر را زندگی کن
خلوتی با شاه نعمت‌الله ولی

غزل شمارهٔ ۱۱۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با خراباتئی در افتادیمدر خرابات با سر افتادیم
۲
بارها اوفتاده ایم اینجاآخر عمر دیگر افتادیم
۳
دل به دریا فتاد و ما در پیسرخوشانیم خوشتر افتادیم
۴
در می افتاده ایم رندانهچه توان کرد چون درافتادیم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth