خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۱۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مستانه ملک صورت و معنی به هم زدیمرندانه در قدم قدمی از عدم زدیم
۲
ما را مسلم است دم از نیستی زدنکز هستی وجود رقم بر عدم زدیم
۳
پروانه وار کاغذ تن را بسوختیموز شمع عشق آتشی اندر قلم زدیم
۴
گفتیم انا الحق و علم عالمی شدیممنصور وار بر سر داری علم زدیم
صفحهٔ ۱ از ۲