خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۱۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر دست دهد دامن دلبر نگذاریمسر در قدمش باخته جان را بسپاریم
۲
خیزید که تا گرد خرابات برآئیمباشد که دمی جام شرابی به کف آریم
۳
گر یک نفسی فوت شود بی می و ساقیما آن نفس از عمر عزیزش نشماریم
۴
عشقش نه نگاریست که بر دست توان بستآن نقش خیالی است که بر دیده نگاریم
صفحهٔ ۱ از ۲