خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۱۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اجازت گر دهد دلبر به پای او سر اندازیمسر اندازیم در پایش بپا انداز جانبازیم
۲
خیال نقش روی او همیشه در نظر داریمنمی بینیم جز رویش به غیر او نپردازیم
۳
میان ما و او سریست غیر ما نمی داندرقیبان غافلند از ما که چون محرم رازیم
۴
اگر جانان بفرماید که جان و تن براندازیمبه جان او که این هر دو حجاب از رو بر اندازیم
صفحهٔ ۱ از ۲