خلوتی با شاه نعمتالله ولی
غزل شمارهٔ ۱۱۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در خرابات مغان مست و خراب افتادهایمتوبه بشکستیم و دیگر در شراب افتادهایم
۲
عاشقان را همدم جامیم و با ساقی حریففارغیم و در دهان شیخ و شاب افتادهایم
۳
دیدهٔ ما تا خیال روی او در خواب دیدگوشهای بگزیدهایم و خوش به خواب افتادهایم
۴
گر نه فصل هجر میخوانیم این گفتار چیستور نه بحث وصل داریم از چه باب افتادهایم
صفحهٔ ۱ از ۲